خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه ی دوستان امروز تصمیم گرفتم که کاری که نزدیک ۵ ساله هی دارم عقبش میندازم رو انجام بدم.
اونم کار بزرگی به اسم معرفی اساتید دانشگاه سمنان.(البته صرفا اون استاد هایی که خودم باهاشون درس داشتم )
خب از ترم اول شروع میکنم و به ترتیب استاد ها رو اسم هاشون رو میگم و یه معرفی کوچیک ( تجربه شخصی خودم رو در اختیارتون می زارم.) ازشون میکنم و در آخر هم یه جمع بندی میکنم. اگه سوال هم داشتید تو کامنت ها بپرسید سعی میکنم تا جایی که بتونم جواب میدم.
اما معرفی درس ها :
دکتر محمد تجلی : درس هایی که باهاشون پاس کردم : نقشه کشی صنعتی ، آلیاژهای غیر آهنی، پروژه کارشناسی(همون پایان نامه خودمون) : دکتراش رو از مالزی گرفته و بار علمی بالایی نداره ولی به شدت آدم با معرفتیه و تا جایی که بتونه کار دانشجو رو راه می اندازه و من باهاش درس آلیاژ های غیر آهنی رو هم پاس کردم . علاوه بر این ایشون استاد راهنمای پروژه من هم بودن و کلی سر پروژه با من راه اومد و در آخر هم پروژه رو ۱۹.۷۵ بهم داد. که دانشجو ها میدونن که گرفتن این نمره به این راحتیا نیست. خلاصه بخوام بگم آدم بسیار بااخلاق و ردیف و پایه ولی بار علمی پایین ( البته ما هیچ وقت نفهمیدیم که واقعا چیزی بارش نیست یا اینکه علمش رو واسه دانشجو های کارشناسیش حداقل خرج نمیکنه)
دکتر فتح الله قدس : درس ها : کارگاه عمومی ، مقاومت مصالح ، شکل دهی فلزات ۱ ، آزمایشگاه شکل دهی فلزات ۱
آدم خیلی با سوادیه ولی بیشترین مشکلی که بچه ها و از جمله خودم باهاش داشتم مقرراتی بودن و دقیق بودنشونه. شاید پیش خودتون بگید این که خوبه ولی باید خدمتتون عرض کنم که وقتی امتحان رو بدید و با امید ۱۸ از جلسه بیای بیرون و نمره ۹.۹۳ رو تو کارنامه ات تو سیستم گلستان ببینی میفهمی که چندان هم خوب نیس. رابطه اش با شیفت یا همون ارفاق اصلا خوب نیس و اعتقادی بهش ندارن . همیشه هم یه بندیلک به شلوارش میبنده و خیلی شیک و تروتمیز میگرده. بین بچه ها به فتح الله یا فتل معروفه و بچه ها هم یه شعار دارن که میگه فتح الله فتح الله تو سروری به مولا !!!
خلاصه با اینکه سر درساش کلی اذیت شدم ولی محبتش تو دلم نشسته کاریش نمیشه کرد.
خانم مهندس محلوجی (نکنه انتظار دارید اسم کوچیکشون رو هم بنویسم؟؟!!! ؛))))) درس : شیمی عمومی : یادمه اولین روزی که رفتیم سمنان برای ثبت نام ، ماشینمون تو سرخه ( زادگاه حسن روحانی ) خراب شد و من کلی استرس برای ثبت نام و دوری از خانواده داشتم لذا کارم به بعد ازظهر کشید و کلاسای صبح رو نتونستم برم و اولین کلاسی که رفتم کلاس ایشون بود و اولین کسی هم که دیدم سجاد اسدی بود (سجاد اسدی عضو اصلی انجمن دانشجویان کل کشوره و رفیقمه) ایشون ( همین خانم محلوجی) اصرار بسیار زیادی به این داشتن که ما ارائه بدیم و پاورپوینت درست کنیم و خلاصه دهن ما رو سرویس کرده بود ، از نظر بار علمی چون خودش دانشجوی دکترا بود در حد همون شیمی عمومی حالیش بود که من اولین بار تو دانشگاه درس ایشون رو ماکس کلاس (یعنی بالاترین نمره ) شدم .( من چهار پنج تا درس رو ماکس شدم که یکیش این درس بود بقیه رو موقع توضیح استاداشون مینویسم.) دختر خوش اخلاقی هم بود ولی یه بار تو شهر دیدمش که خیلی بد برخورد کرد که گذاشتم به حساب اینکه نشناخته ولی به خاطر همون ماکس شدن خاطره خوشی از کلاسش دارم.
خانم تلاشان : درس ها : ادبیات فارسی ( همون فارسی عمومی) : ایشون هم از دانشجو های دکترا بود و بسیار هم عشق خارج و کشور های خارج بود. و با حجاب هم چندان موافق بود و زور دانشگاه حجابش رو تعیین کرده بود. نکته مثبت کلاساش این بود که بچه ها رو به تیم های دو سه نفره تقسیم کرد و قرار شد هر تیم یکی از رمان های فارسی رو بیاد خلاصه وار توضیح بده که حداقل از این راه با رمان های افرادی چون سیمین دانشور ، زویا پیرزاد ، رضا امیرخانی ، محمود دولت آبادی و ... آشنا بشیم . و همه رو هم زور کرد که کتاب شازده کوچولو رو بخونیم که به نظر من کتاب چرتی اومد و الکی بزرگش کردن . که من کتاب قلعه حیوانات رو هم خودم در کنارش خوندم که اون خیلی بهتر بود به نظرم. ایشون من رو یاد یکی از زن عمو هام هم می انداخت و از نظر چهره بهم شبیه بودن.

دکتر هادی فرجامی : درس : زبان عمومی کارشناسی : درس دادن و اداره کلاس رو بلد نبود و کلاساش همیشه جزو شلوغ ترین کلاس های دانشکده بود در عوض چنان امتحان سختی گرفت که قشنگ تلافی تمام اذیت ها رو ازمون گرفت. :(

دکتر عباس جوادیان : درس ها: فیزیک پایه 1 و فیزیک پایه 2 : من به عمرم آدم به ژولیدگی و نامرتبی این آدم تو دانشگاه سمنان ندیدم. یعنی قشنگ دنیا به تخمش بود حتی صبح ها که میومد سر کلاس نمیکرد یه شونه به موهاش بزنه ، همونجوری که از خواب بیدار شده بود میومد سرکلاس . همیشه خدا هم دیر و با تاخیر میومد. ولی در عوض جزو معدود افرادی بود که دانشجو رو سر نمره اذیت نمیکرد و من هر دو تا درس فیزیکم رو با این مرد پاس کردم. از لحاظ سطح علمی هم مدیر گروه فیزیک دانشگاه سمنان بود( هست؟؟؟) و همه ازش حساب میبردن.

دکتر محمد بقا :درس : ریاضی عمومی 1 : دکتر بقا یا بگا جزو افراد گشاد دانشگاه سمنان حساب میشه چرا؟ چون که حال نداشت تخته رو پاک بکنه لذا کل مطالب یه جلسه یک ساعت و نیمه رو روی یه تخته مینوشت و ما کونمون پاره میشد تا بتونیم خط خرچنگ قورباغه اش رو بخونیم ( ادعای خوش خطیش هم میشد.) در آخر مثل بقیه استادای پفیوز علوم پایه نمره از دستش نمی چکه.

دوستان فعلا تا همینجا رو داشته باشید تا بقیش رو تو یه پست دگ بیارم. ( استادا زیادن و نمیشه همشون رو یه جا باهم نوشت)

برچسب: نویسنده: یلدا طباطبایی تاريخ: شنبه 26 بهمن 1398 ساعت: 21:21

صفحه بندی