این کتاب با تعریف یک دختربچه 13 یا 14 ساله از زندگیش شروع میشه و البته تو همون خط دوم شما رو با یک حقیقت تلخ آشنا می کنه. و اون هم اینکه این دختر به قتل رسیده و در واقع داستان از زبان روح این دختر تعریف میشه. در ادامه فلش بکی به تولد تا موقع مرگ دختر و نحوه کشته شدن وبه قتل رسیدن دختر روایت میشه. و داستان اصلی تازه از اینجا شروع میشه. که نحوه برخورد اعضای خانواده به مرگ دخترک رو نشون میده ولی متاسفانه انقدر این احساسات رو طول میده که خود نویسنده هم درونش گم میشه و از یه جایی به بعد سردرگمی نویسنده کاملا مشهوده و سعی می کنه که با چنگ زدن به انواع موضوعات فرعی خودش و جذابیت رو به داستان برگردونه ولی موفق نمیشه تا اینکه مجبور میشه به صورت ناشیانه ای و از سر اجبار و شاید هم نداشتن اید9ه بهتری داستان رو به طور مضحکی تموم کنه.
از جمله داستان ها و روایت های فرعی که داستان رو نه تنها قوی نمی کنه بلکه ضعیف تر می کنه می توان به رابطه مادر با افسر پرونده و ساده لوحی و غافل بودن و توهمی بودن پدر خانواده اشاره کرد و خواهر کوچک تری که توی داستان از هوش او خیلی تعریف شده ولی هیچ چیزی که تاییدی بر این ادعا باشه در داستان وجود نداره. و پسر خانواده هم در عین بزرگ شدن هیچ فرقی در رفتارش ایجاد نمیشود.
از دیگر نقاط ضعف این داستان می توان به این مورد اشاره کرد که قاتل با وجود زیاد بودن مدارک علیه اش به طور آزاد می گردد و خیلی راحت آدم می کشد و پس از فرار از دست پلیس هم با وجود تعداد زیاد مقتولین کسی دنبالش نمی گردد و در نهایت هم به طور تصادفی و با برخورد تکه ای یخ به سرش و سر خوردن زمین خورده و میمیرد.
در نهایت و به طور کلی می توان گفت که :
نویسنده کاملا به صورت غربی به این داستان نگریسته و نهایت آرزوی روح این دختر رو در رسیدن دنیوی و لذت جسمی به دوس پسر سابقش!!! که البته الان با دختری دیگر در ارتباطه دونسته.
فضای ترسیم شده از بهشت هم بسیار سطحی و ناشیانه است و توصیفات کاملا با چیز هایی که در کتاب های آسمانی آورده شده است متفاوته. به طوری که در اونجا سگ این خانواده هم وقتی پیر میشه و میمیره پیش این دختر میره.
و در تکه ای از داستان روح دخترک در بدن دختر دیگری که مورد علاقه دوس پسر سابقش هست حلول کرده و پس از برقراری ارتباط دوباره خارج شده و به بهشت خودش( طبق ادعای نویسنده)!!! برمی گردد.
در پایان میتونم بگم منی که کتابخون حرفه ای هستم و کتاب های دویست سیصد صفحه ای رو در عرض دو روز تا یک هفته تموم می کنم چهار ماه طول کشید تا این کتاب رو بخونم. نه به خاطر صفحات زیادش بلکه به خاطر نچسب بودن و گیرا نبودنش. و آن را هم صرفا جهت اطلاع از پایان رمان و ارضا حس کنجکاوی خودم خواندم. و دلیل دیگه ای هم نداشت به نظرم.
به شما هم توصیه می کنم بخونیدش و نظراتتون رو برام بزارید. این توصیه هم از این بابت است که یک طرفه به قاضی نرفته باشید و خودتان به درستی یا نادرستی این مطالب پی ببرید.
در ضمن اگر احساس کنم که مطلبی جا افتاده سعی خواهم کرد تا آن را کامل کنم . با تشکر از شما که وقت گذاشتید و این متن رو کامل خوندید.
در ضمن هرگونه اشتباه املایی و نگارشی را هم به بزرگی خودتون ببخشید.
ارادتمند همگی سبحان 1396/1/29
یاعلی!
نوشته شده در سه شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۶ساعت 15:58 توسط SOBHAN|
برچسب:
نویسنده: یلدا طباطبایی